شيخ محمد امامى خونسارى
115
فلسفه و اسرار حج (فارسى)
اندازهاى است كه دست هر نيازمندى به آن مىرسد پس او را مس مىكند و با او دست مىدهد بى اينكه خجلت يا كراهتى او را عارض گردد . اعم از اينكه پادشاه باشد يا رعيت ، ثروتمند يا فقير ، سياه يا سفيد ، و حضرتش هر يك را آنچه سزاوار است به اندازهء معرفت و تقرب او كرامت مىفرمايد ، از هر نژادى كه هست ، و در زندگى از هر طبقه يا گروهى بوده باشد ، چه رحمت خداوند متعال عموميت دارد و هر بلند مرتبه يا پست درجه را از جهت زندگى مادى اعم از سياه و سرخ فرا مىگيرد و براى آن خصوصيت و شرطى جز بندگى و توفيق فرمانبردارى نيست . همانا خداوند تعالى آن سنگ سياه را كه در نهايت سادگى و عادى و بىارزش است براى اشاره به اظهار بندگى خود انتخاب فرموده تا اينكه مردم تصور نكنند كه در آن خصوصيت و رازى پنهانى است و بالاخره منجر شود به اينكه مردم آن را خدا بدانند و پرستش آن كنند پس آن را بدون تراش و خالى از هر دست كارى و تصرفات صنعتى كه مانع از مقصود اصلى است دور و بر كنار فرموده تا شباهتى به بتها نداشته باشد و مانند آنها نگردد بلكه آن را سياه و حجم آن را متوسط و عادى نموده تا ديده و انديشهء مردم حتى سادهلوحان و باديهنشينان ( كه زودتر از ديگران فريفته ظواهر مىشوند ) به اعتبار رنگ يا كوچكى آن توجهى نداشته باشند . آرى پرچمهاى رسمى كشورها و جماهير بزرگ ، نزد پيروان و علاقمندان به آنها چون نمايندهء عظمت و قدرت آن دولتها است